۱۳۹۱ تیر ۲۲, پنجشنبه

تزلزل پایه های حکومت جمهوری اسلامی در اشک های مهراوه و تفنگ اسباب بازی علی

 
 
 
video



دختر دوازده ساله نسرین ستوده ، مهراوه، به حکم دادگاه ممنوع الخروج شد. اولین بارخبررا از طریق دوستی شنیدم ( قبل از آن که در خبرگزاری ها بخوانم ). واکنش اولم فقط خنده بود . با خنده گفتم : " برو بابا". فکرمی کردم از آن جوک های سیاسی است که گه گاه در فضای مجازی پخش می شود. یک چیزی تو مایه های جوک هایی که برای برنامه ای در صدا و سیما که در آن حرف یکی از بچه ها (فرنود) را عوض کرده بودند و کلیپ اش همه جا پخش شد بود ، ساخته بودند . آن کلیپ کوتاه، خیلی در دنیای مجازی سر و صدا کرد و هم زمان انواع کاریکاتور و جوک و .. را هم روانه دنیا مجازی ساخت . از جمله یکی از جوک هایی که ساخته شد آن که : " فرنود کوچک ، امروز صبح به اتهام " نشر اکاذیب " و " تشویش اذهان عمومی"، از مهد کودک خود بازداشت و به بخش اطفال زندان اوین منتقل شد ."
خبرحکم ممنوع الخروجی مهراوه نیز در نظرم ، یکی از همین جوک ها آمد. تنها وقتی که خبرش را در خبرگزاری های مختلف خواندم، فهمیدم که این بار جوکی در میان نبوده و واقعا " کودکی" خاطر حکومت ر ا" آزرده " است.  
من نمیدانم دختر ۱۲ ساله ، چه فعالیت سیاسی ای می تواند داشته باشه که خاطر حکومتی را بیازارد و امنیتش را به مخاطره اندازد ولی فکر میکنم پرونده مهراوه ، وقتی تشکیل شد که نتوانست درملاقات با مادرش جلوی اشک هایش را بگیرد و از بخت بد حکومت، دوربینی همان لحظه را ثبت و به تمامی دنیا مخابره کرد. هر چی فکر میکنم، جرم دیگری به نظرم نمیرسد.  بی شک مهراوه ، تاوان اشک هایش را می پردازد. حتما با این کارش خواسته اذهان عمومی را بر علیه حاکمیت بدبین کند ( البته اگر ذهن خوش بینی هم نسبت به حکومت در جامعه باقی مانده باشد )، بی شک ، مهراوه ، با اشکهایش تبلیغ علیه نظام کرده واذهان عمومی را مشوش ساخته ...
 
اما، نگرانی من برای مهراوه ۱۲ ساله نیست. من نگران علی، پسر ۴ ساله نرگس محمدی هستم . آخر نرگس در یکی از نامه هایش گفته بود که علی و کیانا، آن قدر از هجوم وحشیانه مامورین امنیتی به خانه اشان، بیمناک شده اند که دیگر میترسند مادرشان حتی برای چند لحظه از خانه بیرون رود . نرگس گفته بود که هر موقع که میخواهد از خانه بیرون رود ، علی با عجله تفنگ اسباب بازیش را برمی دارد و خودش را به مادرش میرساند . دستش را می گیرد و میگوید : " مامان من هم با تو می آیم." 

امروز دختر ۱۲ ساله نسرین را ممنوع الخروج کردند. همه ترسم از آن است که فردا علی ۴ ساله را هم به جرم حمل اسلحه و محاربه دست گیر کنند...

هیچ نظری موجود نیست: